تبليغاتX
حالا دیگر کسی رو ندارم که بهش فکر کنم؟ - نمی دانم

حالا دیگر کسی رو ندارم که بهش فکر کنم؟

تقدیم با آنکه آفتاب مهرش بر آیتان دلم هرگز غروب نخواهد کرد.

نمی دانم

دوباره نوبت کوچی دگر شد

نمیدانم بگریم یا بخندم

منم چون کولیان خانه بردوش

نمیدانم ببرم یا ببندم

نمیدانم میمانی یا نه

نمیدانم بازم شکست ........

نميدانم ميايي يا كه ..........

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 17:7  توسط ....  |