هم نفس
دلم گرفت اي هم نفس
پرم شكست تو اين قفس
تو اين غبار.
تو اين سكوت چه بي صدا
نفس نفس
از اين نا مهربوني ها
دارم از غصه مي ميرم
رفيق تنهايي يه روز دستاتو مي گيرم
تو اين شب گريه مي توني
يناه هق هقم باشي
تو اي همزاد همخونه
چي ميشه عاشقم باشي
دوباره من دوباره تو
دوباره عشق دوباره ما
دو هم نفس دو هم زبون
دو هسفردو هم صدا
تو اي پايان تنهايي
پناه آخر من باش
تو اين شب مرگي پاييزي
بهار باور من باشي

+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 17:49  توسط ....
|
