تبليغاتX
حالا دیگر کسی رو ندارم که بهش فکر کنم؟

حالا دیگر کسی رو ندارم که بهش فکر کنم؟

تقدیم با آنکه آفتاب مهرش بر آیتان دلم هرگز غروب نخواهد کرد.

طمع فراق....

گر سهم من از خاک دلی پاک نبود

غم در دل من اسیر و غمناک نبود

اشک ها غنچه ی سرخ عشق را سیراب کرد

ور نه خاک دل من خیس و نمناک نبود

آتش عشق دلم را سوخت اما چه باک

جز تو کس در غم من این چنین شاد نبود

گر چه با فراقت عمرم همی شد سپری

قلب من ز یادت لحظه ای آزاد نبود

در فراقت سوختم و خاکسترم را باد برد

 ای دریغ از عمر که یار وفادار نبود

تقدیر نبود با تو بمانم نفسی اما

افسوس که این تقدیر سهم دل بیمار نبود

خاکستر عشق من بود تقدیرم اما

جز خاک کسی یار غم خوار نبود

گر مردم از این درد مرا یاد کنید

 مرگ در ره دوست خوش تر از لحظه ی دیدار نبود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 16:56  توسط ....  | 

یکی بود....

یکی بود یکی نبود

اونی که بود من بودم اونی که نبود تو بودی

یکی داشت یکی نداشت

اونی که داشت تو بودی اونی که نداشت من بودم

یکی خواست و یکی نخواست

اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم

یکی برد و یکی باخت

اونی که دل رو برد تو بودی اونی که دل رو باخت من بودم

یکی بود یکی نبود..............

www.baz-hma-tanhaii.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 16:45  توسط ....  | 

باران

هر وقت که بارش قطرات بلورین باران را می بینم

یاد و خاطره آن اولین دیدار در من زننده میشود

قطرات باران تنها شاهدان عینی ان لحظه با شکوه بودند

وه که چه زیبا بودو دل انگیز

قطرات باران همچون قلب مهربان تو

زیبا و پاک بودند از آن پس هر وقت باران می بارد

دوست دارم با چشمانی بسته به میهمانی قطرات

پاک و زیبای باران بروم

و تو را در رویایی شیرین مجسم کنم

www.baz-ham-tanhaii.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 18:33  توسط ....  |