نگاه تو
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
وآنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا نرود از دستم
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
تقدیم با آنکه آفتاب مهرش بر آیتان دلم هرگز غروب نخواهد کرد.
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
وآنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا نرود از دستم
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

هر شب دست به دعا رو به خدا خواهم کرد
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد
تا که جان دارم و از سینه عشق نفس می آید
بر هوای نفس تو ای یار وفا خواهم کرد

هر شب دست به دعا رو به خدا خواهم کرد
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد
تا که جان دارم و از سینه عشق نفس می آید
بر هوای نفس تو ای یار وفا خواهم کرد
بازم صدای شر شر بارون می ياد ، بازم آسمون داره می باره ،
ايندفعه انگار آسمون دلش بدجوری گرفته ،
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بی بهونه می باره !! به کسی توجه نمی کنه ، از کسی خجالت نمی کشه ، می باره و می باره ، اينقد می باره تا که دلش وا شه ، آبی شه ، آفتابی شه !!
کاش . . .
کاش میشد مثل آسمون بود .
کاش میشد وقتی دلت گرفته ، اونقدر بباری تا بلاخره آفتابی شی ؛ بعدشم انگار نه انگار که بارشی بود ؛ انگار نه انگار که غمی بوده . . . همه چيز فراموشت شه . . .
کاش می شد . ...
یاد روز قبل ِ آشنای
که می گفتی واست سر سپـُـــردم
می گفتی زندگی بی تو هرگز
چه ساده گول ِ حرفات و خوردم
ولی اینکه نشد رسم دنیـــــا
خیلی راحت رو دل پــا بزاری
من و با گلهای زندگیمون
به همین سادگی جا بزاری
به همین سادگی جا بزاری
: کوچه به کوچه من ، عاشقونه
به همون خدا که خوب می دونه
از تو و عشق خوب تو گفتم
کیه که قدر عشق رو بدونه
من مثه یه چشمه ساده بودم
تو ولی از دورنگی سرودی
من به فکر بدی ها نبودم
حیف که تو از جنس ما نبودی
حیف که من از همون روز اول
این دل و به تو ارزون فروختم
تو خودت بهتر از من می دونی
مثه یه شمع عاشقونه سوختم
مثه یه شمع عاشقونه سوختم